داوطلابانه
هرچیزی به مغزم خطور کرد
شب تولدم چقدر شلوغه خودمم و خودم يك كارت تبريك چندتا شمع خاموش خودم گرفتم خودم و در آغوش (يه قسمت از نيما علامه) درود به همه خيلي وقته كه ديگه نمي رسم زياد بيام بلاگفا و آپ كنم هرچند كسيم دلتنگم نمي شه ولي اومدم تا يه گردگيري كنم از اين صفحه خاك گرفته و يه كم دلمو سبك كنم و ميدونو خالي نكنم.... از فردا ماه رمضون شروع ميشه و شهر حال و هواش عوض مي شه هرچند ديگه مثل قديما نيستو خيليا و روزه نمي گيرنو مراعاتم نمي كنن ولي بازم دوست دارم اين ماهو با همه سختياش اون حس و حال خاصشو دوست دارم اميدوارم اگه كسي با اعتقاد قلبيش روزه مي گيره به فكر منم باشه موقع با خدا بودناش.... امسال سال آخر تحصيلات دبيرستانمه و سال ديگه اين موقع منتظر جواب كنكورم يه ماهي ميشه كه مدرسم شروع شده با اينكه يه كم برام سخته ولي خب بعضي وقتام از بودن تو مدرسه خوشحالمو اتفاقايي كه توش ميوفترو دوست دارم از اين به بعد اگه وقت كنم ميامو بعضي اتفاقارو واستون تعريف مي كنم... تا به زودي!!... اين جمله از كتاب هبوط دكتر شريعتيه به ياد سالروز درگذشت ايشون
| Design By : shotSkin.com |

